‏نمایش پست‌ها با برچسب داستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب داستان. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، بهمن ۲۴

داستان واقعی: مويه با خاك


الهي داغت به دل دات بمونه. الهي داغت به دل دات بوت بمونه. الهي هزار درد بي درمون بگيري. آخه اي كُر بينواي من كه تقاص گناه نكرده شو داده بود. نه سال گوشه‌ي زندان بس نبود. كاش از همون اول كه محكوم به مرگ شد، التماس‌اي بي‌همه چيا نكرده بودم، اقلن اين همه سال، يه عمره، نه سال تو زندون زجر نمي‌كشيد. حالا كه قرار بود غريب كُش بكنن بچه‌مو، آخ امام غريب، يه نظر به بدبخت بيچاره‌ها ازت كم نمي‌كرد. تو كه مي‌دوني تو زندون هارون‌الرشيد چي مي‌گذره، نمي‌دوني؟ ميگن چن تا عرب بچه‌مو كشتن. اي تف به دروغتون. هزار بار تف به دروغتون. آخه چن تا عرب مونده، مي‌تونن كُر من بكشن؟ كُر من كه چي سهراب بي، نتونس از پس چن تا عرب گشنه بر بياد؟ اي هزار لعنت به دروغتون.